فریلنسرینگ

فریلنسرینگ چیست ؟

فریلنسر کیست؟

فهرست مقاله فریلنسرینگ چیست ؟ :

معنی فریلنسرینگ

ویژگی های فریلنسرینگ

فریلنسر کیست

ویژگی های فریلنسر

تجربه شخصی من از فریلنسرینگ

معنی فریلنسرینگ

فریلنسرینگ

فریلنسرینگ

فریلنسرینگ یا همان آزاد کاری  که به زبان ساده یک نفر بدون اینکه تعهدی به سازمان و یا کسب و کاری داشته باشد (استخدامشان باشد) در حوزه تخصص خود فعالیت میکند و از طریق این فعالیت میتواند درآمد داشته باشد .

که در مدتهاست در دنیا افراد بسیار زیادی دارای این شغل هستند و از این طریق پول در می آورند و در ایران هم چند سالی است که به فریلنسرینگ به عنوان یک شغل نگاه میشود با توجه به درخواست های بسیار زیادی که از سازمانهای خصوصی و علی الخصوص استارتاپها بوجود آمده و دارد جای خودش را بین مشاغل مختلف باز میکند.

خوب حالا بریم سر این موضوع که در حال حاضر چه تخصص هایی در فریلنسرینگ فعالیت خوب و چشمگیری دارند :

ترجمه یا همون مترجمی

طراحی در بخش های مختلف

تبلیغ نویسی

نویسندگی

مشاوره کسب و کار

مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ

برنامه نویسی

طراحی سایت

و ویرایشگرها

که البته ممکنه تخصص های دیگه ای هم باشند که کم و بیش بصورت فریلنسینگ در حال کسب درآمد باشند ولی بیشترین حوزه ها همین چند موردی بود که خدمتتون عرض کردم .

ویژگی های فری لنسرینگ :

 

شما تو خونه هم میتونید کار کنید و نیاز به داشتن دفتر و محل کار ندارید چون معمولا سفارشات شما براتون آنلاین میاد و نیازی به مکان برای داشتن قرار ملاقات ندارید حداقلش اینه که در ابتدای کارتون نیاز نخواهید داشت . ولی خوب فری لنسرهایی که درآمد بالایی دارند و پروژه های خوبی رو در حال اجرا هستند شاید نیاز به داشتن دفتر و محل کار هم باشند ، شاید …

تایم و زمان کاری کاملا دست خودتونه :

این هم میتونه یه مورد خوب و ایده آل باشه و هم میتونه یه مورد منفی چون ازونجایی که شما تو خونه در حال کار هستید ممکنه ساعتها پای کامپیوترتون باشید و این باعث بشه که زندگیتون مقدار مختل بشه که البته اگه برنامه ریزی داشته باشید میتونید ازین مورد بعنوان یک ویژگی مثبت استفاده کنید .

کارفرما رو خودتون انتخاب میکنید

این شما هستید که تصمیم میگیرید با چه فرد یا سازمانی بصورت فریلنسرینگ همکاری داشته باشید . میتونید اگه از مبلغ پروژه ناراضی هستید اون پروژه رو قبول نکنید و بیخیالش بشید و اگه از مشتری که یکبار براش پروژه ای انجام دادید ناراضی هستید دیگه باهاش همکاری نداشته باشید . همه چی دست شماست .

نوع کار و تعداد پروژه هم در دست شماست .

اینکه چه پروژه ای را انتخاب کنید و چندتا پروژه داشته باشید هم تصمیمش با شماست که باید برای این موضوع برنامه ریزی داشته باشید که در ادامه خدمتتون توضیح میدم .

شما میتوانید فری لنسرینگ را به عنوان شغل دوم انتخاب کنید .

شاید شما مشغول به کار ثابتی باشید ولی دوست داشته باشید که از طریق تخصص تون به نحوه دیگه ای هم درآمد داشته باشید که خوب فریلنسری میتونه به کمک شما بیاد.

ویژگی های یک فریلنسر

حالا فری لنسر به چه کسی گفته میشه و باید چه ویژگی هایی داشته باشه :

فریلنسرینگ

فریلنسرینگ

 

همینطور که مشخصه به فردی که از طریق فریلنسرینگ در حال درآمد باشه میگن فریلنسر و باید چند تا ویژگی داشته باشه که اگه شما تازه میخوایین وارد این شغل بشید حتما توصیه میکنم که این خصوصیات رو در خودتون پرورش بدید یا روشون کار کنید

   تمرکز

سعی کنید روی یک حوزه بصورت کاملا متمرکز فعالیت داشته باشید ولی از حوزه های دیگه ای هم که حس میکنید ممکنه مرتبط با حوزه اصلی باشه غافل نشوید مثلا شما ممکنه طراح گرافیک یا طراح و یا برنامه نویس سایت باشید و کارفرما به شما پروژه بده توی همین حوزه ای که فعالیت میکنید و در حین کار از شما نظر بخواهد بابت افزایش فروش و شما خیلی راحت اظهار بی اطلاعی میکنید بواسطه اینکه در تخصص شما نیست و فردی با تخصص اصلی شما با مبحث فروش اشنایی مختصری دارد و میتواند در این مسئله هم به کارفرما کمکی بکند حتی جزئی . به نظر خودتون کارفرما کدوم فریلنسر را انتخاب میکند؟ (پس سعی کنید دستی بر آتش در حوزه های مرتبط داشته باشید)

 

برنامه ریزی برنامه ریزی و برنامه ریزی :

 

فریلنسرینگ

بواسطه اینکه تمام سکان این شغل یعنی فریلنسرینگ کاملا در دست خودتان هست نیاز به یک برنامه ریزی دقیق دارید تا جنبه های دیگه زندگی دچار اختلال نشود مخصوصا زمانی که شما قرار است چند پروژه را بصورت همزمان تکمیل و ارائه کنید . بعضی روزها به خودتان می آیید میبینید ساعتها پای کامپیوترتان نشستید و به کل یادتان رفته که غذا بخورید و حتی یک سری به دستشویی هم نزدید (البته این متوجه نشدن گذر زمان یکی از نشان های علاقه به کار است ولی واقعا نه در این حد)

 

 

فریلنسرینگ

 

لطفا خوش قول باشید .

خوش قولی به کارفرما و مشتری یکی از مواردی که تمام کسب و کارها و مشاغل باید نگاه ویژه ای بهش داشته باشند ولی در بحث فریلنسرینگ این موضوع اهمیت زیادی پیدا میکند و شما باید خوش قولی را در حد اعلای خودش اجرا بکنید . اگه باید برای پروژه ای شما زمان تعیین کنید سعی کنید از آن چیزی که برآورد میکنید مقداری بیشتر زمان از کارفرما بگیرید مثلا اگه پروژه ای برای شما ۱۰ روز زمان میبرد شما به کارفرما زمان ۱۵ روز را قول بدهید ولی سر همان ده روز پروژه را تحویل بدهید

و اگر زمان پروژه ای را کارفرما به شما میدهد با توجه به برنامه ریزی که دارید ببینید توانایی انجام پروژه را در زمان مشخص شده دارید یا نه ؟ اگر حس میکنید که ممکن است به زمان تعیین شده نرسید پروژه را قبول نکنید چون در صورت تحویل ندادن پروژه قطعا به اعتبار شما که یکی از مهمترین سرمایه های شماست لطمه بزرگی میخورد .

برای ساختن برند شخصی تان برنامه داشته باشید :

این موضوع یکی از مهمترین اقداماتی است که یک فریلنسر باید فکری برای آن داشته باشد . برای اینکه شما بتوانید از اسمتان یک برند شخصی معتبر درست کنید باید پارامترهای زیادی را رعایت کنید

شما باید کیفیت کارتان بسیار بالا باشد

شما باید خوش قول باشید

سعی کنید اسمتان را با تخصصتان گره بزنید یعنی مخاطبینتان زمانی که اسم شما می آید یاد تخصصتان بیفتند

از شبکه های اجتماعی میتوانید به شدت استفاده کنید (اینستاگرام ، لینکدین ، توییتر و فیسبوک و …)

برای یک فریلنسر داشتن صفحه در لینکدین یکی از واجبات است که باید یصورت مداوم آپدیت شود و فعالیت مستمر داشته باشد چون لینکدین میتواند برای یک فریلنسر منبع دریافت پروژه باشد و در واقع از لینکدین به عنوان یک رزومه آنلاین میتوان استفاده کند.

مقاله ای اندر باب لینکدین  را حتما مطالعه کنید.

اینستاگرام با توجه به پر طرفدار بودن در ایران نیز فضایی است که خیلی راحت شما را با دنیایی از مخاطبین مرتبط میکند و میتواند برای شما پروژه و درآمد داشته باشد و در کنار آن با افرادی که در خوزه شما فعالیت میکنند آشنا شوید .

آمار حیرت انگیز اینستاگرام را ببینید و حیرت کنید.

و اما توییتر و فیس بوک با توجه به فیلتر بودن همچنان طرفداران خودشان را در ایران دارند مخصوصا توییتر که از این شبکه هم نباید غافل شد .

ولی احتیاط کنید که بیهوده زمانتان را در شبکه های اجتماعی  از دست ندهید و هدفمند از این فضا استفاده کنید

مقاله تاثیرات شبکه اجتماعی به شما کمک خواهد کرد.

حتما وبسایت داشته باشید و حتی قبل از اینکه پروفایلی در شبکه های اجتماعی ایجاد بکنید وبسایتتان را با وردپرس راه اندازی کنید (به این جهت گفتم وردپرس، که بسیار ساده و راحت میتواند در عرض چند ساعت یک وبسایت داشته باشد و آموزشهای بسیار زیادی هم از وردپرس در اینترنت میتوانید پیدا کنید  و بعدها هم برای سئو ،کار چندان مشکلی نخواهید داشت)

در باب برندسازی شخصی حرف و نکته بسیار است و سعی میکنم بیشتر بهش بپردازم ولی شما هم حتما مطالعه داشته باشید.

   در فریلنسرینگ باید بروز باشید

نکته بسیار مهم برای یک فریلنسر بروز بودن است . شما باید در طی همان برنامه ریزی که قبل ازین صحبت شد زمانی در روز را به آپدیت اطلاعاتی در زمینه تخصصتان اختصاص بدهید . مثلا کسی که در حوزه طراحی با فتوشاپ فریلنسر هست نمیتواند بگوید که کاملا به این نرم افزار مسلط است چون لایه های پنهانی زیادی در این نرم افزار وجود دارد که هنوز میتوان آنها را یاد گرفت .

پس، از یادگیری و بروز کردن اطلاعاتتان دریغ نکنید چون این بروز بودن به شما در گرفتن پروژه و درآمد زایی کمک بسیار زیادی خواهد کرد

رزومه برای خود ایجاد کنید

یک فریلنسر باید رزومه داشته باشد و در این رزومه باید تواناییهایش را به همراه سابقه فعالیتش در آن زمینه را ثبت کند . در ابتدا میتوانید از وبسایتهایی که رزومه آنلاین میسازند استفاده کنید و از آن ها برای ساختن یک رزومه شکیل ایده بگیرید . (مثلا سعی کنید در رزومه پرچم کشورهایی را که به زبان آنها مسلط هستید را استفاده کنید یا لوگوی نرم افزارهایی را که با آنها میتوانید کار کنید را بگنجانید و حتی درجه تسلط خود را در آنها درج کنید )

شاید شما رزومه و نمونه کار چندانی نداشته باشید و این کاملا طبیعی و منطقی به نظرمیرسد . سعی کنید در ابتداری کارتان برای خودتان نمونه کار تولید کنید .(لطفا تا رسیدن و گرفتن پروژه بیکار ننشینید)

این کار به چند دلیل در آینده بکار شما خواهد آمد :

شما نمونه کاری برای ارائه به کارفرما و مشتری دارید

این نمونه تولید کردن ها تمرینی میشود برای شما

میتوانید در این نمونه تولید کردن خلاقیتتان را به کارفرما نشان دهید

هر پروژه و نمونه کار تجربه ایست که به شما در پروژه های آینده کمک خواهد کرد

لیست قیمت داشته باشید

سعی کنید برای خدماتی که ارایه میکنید یک لیست قیمت برای خودتان داشته باشید تا زمانی که پروژه به شما معرفی شد بر اساس آن بتوانید به مشتریتان قیمت بدهید و حتی بعد از مدتی میتوانید این لیست قیمت را در اختیار مشتریتان قرار دهید .

در ابتدای کار سعی کنید از پروژه هایی که قیمت آنچنانی هم ندارند استقبال کنید و دنبال پروژه های با قیمت بالا نباشید چون کارفرما ترجیح میدهد پروژه های سنگین تر را به افرادی بدهد که تجربه بیشتری دارند حتی با قیمت بیشتر چون خیالش از بابت اجرای پروژه راحت است . و یک فردی که تازه وارد حوزه فریلنسرینگ میشود نباید انتظار پروژه های گران قیمت را داشته باشد.

تجربه شخصی از فریلنسری

نکته ای بسیار بسیاربسیار مهم (تجربه شخصی)

خیلی از افراد در سر تاسر دنیا بواسطه ویژگی هایی که شغل فریلنسرینگ دارد تمایل زیادی دارند وارد این حوزه شوند ولی بعد از مدتی از این تمایل و تصمیم به شدت پشیمان میشوند که مهمترین دلیل آن نداشتن پروژه است و پس از مدتی دچار افسردگی و سرخوردگی میشوند .

اگر در حال حاضر مشغول به کار هستید و شغلی دارید ولی از آن رضایت ندارید و میخواهید از آنجا استعفا بدهید و وارد فریلنسرینگ بشوید لطفا دست نگه دارید و هیجان زده عمل نکنید . مدتی را سعی کنید به فریلنسرینگ بعنوان شغل دوم نگاه کنید سعی کنید تخصصتان را افزایش دهید و ارتباطاتان را بالا ببرید و پروژه های راحتتر را بگیرید و انجام دهید .  پس از مدتی اگر واقعا دیدید که در کنار ویژگی های مثبت این کار چالش هایش را تحمل کنید و از آنها بگذرید بعد با خیال راحت از کار اول خود استعفا دهید و به فریلنسرینگ مشغول شوید .(این کاملا تجربه شخصی خود بنده است)

من از زمانی که استعفا دادم تا اولین پروژه ام را گرفتم و اجرا کردم و پولش را از کارفرما گرفت حدود یکسال زمان برد و در این یکسال با مسائل مالی متنوعی دست و پنجه نرم کردم (البته آن موقع کمی بی تجربه هم بودم) ولی به هرحال اصلا به شما توصیه نمیکنم که ناگهانی وارد شغل فریلنسرینگ شوید

از اینکه نظراتتان و تجربیاتتان درباره فریلنسرینگ را با من به اشتراک میگذارید صمیمانه ممنونم (بگید تا بیشتر یاد بگیریم)

 

 

 

 

تجربه رو فقط با شکست میشه بدست آورد ؟؟

تجربه

یکی از جمله هایی که من خودم در این ۲۰ ساله گذشته زیاد بکار بردم و فقط برای آروم کردن خودم بوده :

عیب نداره تجربه شد

این جمله شاید در نظر اول جمله ای خوب به نظر بیاد ولی پشتش کلی حرف و حاشیه هستش

میدونی این جمله رو کی بکار میبریم ؟ وقتی دیگه کار از کار گذشته  ما یک شکست رو توی زندگیمون تجربه کردیم و برای اینکه خودمون رو آروم کنیم میگیم عیب نداره تجربه شد .

توی این سالها من تجربیات مختلفی بدست آوردم چه توی کار و چه توی روابط اجتماعی و مسائل کوچیک و بزرگ زندگی

و توی تک تک این مسائل این جمله رو استفاده کردم .

ولی میشد که با اون مسئله جوری برخورد میکردم که تجربه رو بدست بیارم ولی نه با شکست بلکه با پیروزی .

تجربه

به نظرم یکی از اشتباهترین جمله که افتاده روی زبون همه خلق الله اینه که تجربه از شکست بدست میاد

نه دوست من ! ما میتونیم تجربه رو با پیروزی هم بدست بیاریم . چرا باید برای موفقیت مدام شکست بخوریم ؟ میتونیم برای موفقیت مدام موفق و موفق تر بشیم . خیلی از شکست هایی که برای آدما پیش میاد پیش بینی نکردن یه مسائل خیلی کوچیک و جزییه که اونم از سر هیجاناتیه که توی شرایط مختلف برای هر کسی پیش میاد . باور کنید میشه از خیلی از شکست ها و ناپیروزی ها براحتی جلوگیری کرد .

من نمیگم حرکت نکنیم میگم حساب شده حرکت کنیم بعد اگر به اون افکاری که توی ذهنمون نرسیدیم بگیم عیب نداره تجربه شد .

این نوشته رو هم از دست نده :

ما فقط یک رویا پردازی لعنتی هستیم

میشه کسی اولین بیزنسش با موفقیت سپری بشه بدون تجربه شکست خوردن . میشه کسی یکسال یا دو سال هم برای  به سود رسیدن بیزنسش خاک نخوره و میشه با انتخاب های درست آینده رو بدون شکست به سرانجام رسوند .

کردن توی مخمون که برای رسیدن به پیروزی باید شکست بخوری !! برای موفقیت در کسب و کار باید تجربه کسب کنی و تجربه هم با شکست بوجود میاد . و از این دست شعارها .

بله اینکه من شکست بخورم و پاشم و دوباره شکست بخورم و پاشم و دوباره و دوباره بالاخره به موفقیت خواهم رسید ولی چرا همون دفعه اول یا دوم به موفقیت نرسم ؟ چرا باید حتما ده بار شکست بخورم ؟

باور کنید این ده بار شکست ۷ بارش از سر بی فکریه خودم بوده و ۳ بارش شرایط و موقعیت هایی بوده که من نقش کمی داشتم (توجه کنید نقش کم نه بی تاثیری محض)

میشه با کمی فکر و تحقیق و کم هیجان بودن همون بیزنس اول رو با موفقیت تمام کنم . میشه همون ازدواج اول دقیقا همون چیزی باشه که میخوام . میشه اولین دوستی که انتخاب میکنم همون نفری باشه که بهم خیانت نکنه و تا آخر باهم رفاقت کنیم . و میشه تمام اولین ها بهترین ها باشند .

هیجان زده نباشیم

فقط لازمش اینه که هیجان زده نباشم (این کلمه رو بارها تکرار کردم و خواهم کرد چون مهمترین عامل توی شکست هاست) و با فکر و حساب کتاب برم جلو . میشه قدمها رو کوچیک کوچیک بردارم و میشه درست انتخاب کنم .

ولی این نکته رو هم بگم که اگه واقعا با تمام وجود به این نتیجه رسیدم که تصمیمی که دارم میگیرم درسته دیگه دست دست نکنم و دچار وسواسهای الکی نشم که اگه نشه چی ؟ اگه شکست بخورم چی ؟

اینا توهمات و تفکراتی هستند که قطعا برامون نتیجه خوشایندی رو رقم نمیزنند .

برای موفقیت باید ریسک کرد هیچ شکی توش نیست ولی ریسکی که درصد موفقیتش بیشتر باشه . نه اینکه تو میدونی ۷۰ به ۳۰ بازنده این داستانی ولی باز هم اصرار با انجامش داشته باشی .خوب اگه با کله خوردی زمین آدم و عالم رو مقصر ندون .

حتی ریسک ۵۰ ۵۰ هم خیلی وقتها تو رو با شکست مواجه میکنه ( چون کاملا به روحیات هر نفر بستگی داره و شرایطی که توش هست)

و وقتی که همه چی رو توی این بازی باختی میگی عیب نداره تجربه شد .

ما آدما ازونجایی که طول زندگیمون واقعا معلوم نیست شاید اونقدرا هم فرصت تجربه کردن با شکست خوردن رو نداشته باشیم پس لازمه که توی خیلی از مسائل با فکر بریم جلو نه احساسات و هیجان  با منطق بریم جلو نه وسواس های بیخودی .

توی زندگیمون هدف داشته باشیم  و تمام چهارچوب های زندگی رو بر اساس اونا بچینیم و بریم جلو که اگه این وسط مسطا هم عمرمون تموم شد حداقل بگیم تو مسیر بودیم و تموم شد ……

برگ برنده هر کس در گذشته است

به نظرتون برگ برنده کجاست ؟

اینو زیاد شنیدیم یا خوندیم که گذشته دیگه گذشته و باید فراموشش کنیم و در حال زندگی کنیم و برای آینده برنامه ریزی و تصویرسازی  ذهنی داشته باشیم

قبول و هیچ شکی نیست که گذشته دیگه تموم شده و نباید بهش فکر کرد ولی نکته اصلی اینجاست که منظور از این جمله یعنی دیگه همه چی رو فراموش کنیم و خلاص ؟؟؟؟؟

گذشته

ما برای اینکه بتونیم آینده خوبی و یا حال حاضر خوبی رو برای خودمون رقم بزنیم نیاز به  این گذشته ی  هر چند تلخ و یا شیرین داریم و باید سرکشی و برخی از اتفاقات رو مرور کنیم.

برای هر کدوم  از ما یه اتفاقاتی توی گذشته افتاده چه خوب یا چه بد و یا اصلا نه خوب نه بد و نمیشه اینو هیچ وقت انکارش کرد . این اتفاقات تجربه ما توی زندگی هستند و این تجربست که میتونه باعث عدم تکرار  و یا تکرار اون اتفاقات بشه .

مثلا من تو گذشته کاری کردم که بعدا ازش پشمون شدم و تجربه این پشیمونی رو به قیمت از دست دادن پول و وقتم بدست آوردم ، من میتونم دو جور با این اتفاق برخورد کنم یکی اینکه به کل فراموشش کنم و ۵ سال یا ۱۰ سال دیگه دوباره اون کار رو تکرار کنم یا میتونم از این تجربه گرون استفاده کنم و مانع از بوجود اومدن یه پشیمونی بشم .

بزارید یه مثال از خودم بزنم

من تقریبا ۱۰ سال پیش با یکی از دوستای صمیمی و نزدیکم تصمیم گرفتیم  که یک مغازه شیرینی فروشی بزنیم

بدون اینکه یه سری پارامترها رو در نظر بگیریم و قراردادی بنویسیم  شروع کردیم به کار (مغازه گرفتیم ،دیزاینش کردیم و …)

بعد از تقریبا ۴ ماه که داشتیم مشتری های خودمونو پیدا میکردیم این دوست و رفیق ما که هزینه آنچنانی هم از جیب نزاشته بود خیلی راحت گفت من دیگه نمیام و نمیتونم ادامه بدم .

مغازه باشه برای خودت (که البته مشکلاتی براش بوجود اومده بود ) و چون صد در صد بحث پخت و پز با اون بود کلا ماجرا رفت رو هوا ، منم چون صبح ها میرفتم سر کار و بعد از ظهرا میومدم مغازه به  یه چالش خیلی سخت برخورد کردم و با تجربه کمی که تو اون زمان داشتم  مجبور شدم به یه ضرر زیاد مغازه رو جمع کنم (هم ضرر مالی ،هم ضرر زمانی و هم فشار اعصاب و روان) تجربه ای که برام گرون تموم شد (اولین شکست کاریم بود و اگه تجربه الان رو داشتم مغازه رو جمع نمیکردم )

ولی دوباره یه اتفاق مشابه این موضوع  ۳ سال پیش افتاد (۷ سال بعد از اون ماجرای مغازه) و دوباره بدون نوشتن قرارداد و تفاهمنامه شروع کردیم به کار (با یه نفر دیگه ) و  همون ضررهای مالی و زمانی و …

بعد از اتفاق دوم ،زمانی که داشتم فکر میکردم که چرا این اتفاق افتاد و کجای کار اشتباه بود یاد ۷ سال پیش افتادم که یهو برق ۳ فاز از سرم پرید که چرا دوباره چرا دوباره آخه ؟؟؟

میدونید دلیل تکرار چی بود ؟؟ من به کل اون اتفاقات  شیرینی فروشی رو فراموش کرده بودم و زمانی که اتفاق دوم برام افتاد یهو همه چی برام تداعی شد (در صورتیکه اگر من تجربیات شکست اول یادم بود از این برگ برنده استفاده میکردم و   مسئله دوم اتفاق نمیفتاد)

که البته این هم شد جزیی از تجربه ای که باعث شده حواسم به تجربیات گذشتم باشه .

حالا شما با توجه به این تجربه میدونید که برای راه اندازی یک کسب و کار باید یه پارامترهایی رو در نظر بگیرید که میتونید تو مقاله قدم اول برای راه اندازی و توسعه بخونیدش .

و حتی شما احتیاج نیست که هی شکست بخورید تا تجربه کسب کنید ، از تجربیات و شکست های دیگران استفاده کنید و سرگذشتشونو بخونید و مشورت بگیرید (مشورت گرفتن عجب چیز خوبیه)

تجربه

علاقه های ما از کجا میان؟

و اما یه چیزی که خیلی از ماها ازش غافلیم اینه که ما برای رسیدن به اون برگ برنده در آینده باید تو زندگی کاری ، مالی ، خصوصی و … با علایقمون سر و کار  داشته باشیم یعنی باید عاشق کارمون باشیم ! عاشق نحوه زندگی کردنمون باشیم ! و …

خوب حالا من از شما یک سوال میپرسم و شما توی دهنتون به این سوال جواب بدید؟

به چه چیزهایی علاقه دارید؟ (این سوال خیلی کلیه ولی شما برای خودتون این سوال رو جزیی ترش کنید مثلا : به چه شغلی علاقه دارید ؟ به چه سبک از زندگی علاقه دارید ؟  و …)

خیلی از مردم جهان برای جواب دادن به این سوال احتیاج به فکر کردن دارن یا حتی بعد از ساعتها نمیتونن جواب بدن و این خیلی خیلی ناراحت کنندست (ممکنه ما هم جز همین دسته باشیم الیته من جز این دسته نیستم 🙂

حالا برای پیدا کردن علاقمون باید چیکار کنیم ؟؟؟ این سوال خیلی زیاد پرسیده میشه

ما برای پیدا کردن علاقه هامون و چیزایی که واقعا دوستشون داریم و حال مارو خوب میکنه باید برگردیم به گذشته های خیلی دورمون یعنی دوران ۳ یا ۴ سالگی یا هفت سالگی و مرور کنیم ، نقطه های خوشحال کننده  اون سالها رو بکشیم بیرون و یادداشت کنیم.

کودکی

و همینطور بیاییم جلو تا برسیم به الان و البته زیاد روی این چند سال اخیرتون حساب نکنید چون علاقه های واقعی شما بواسطه شرایط محیطی و جامعه ناخواسته دستخوش تغییراتی شده که حتی وقتی بهشون میرسید خوشحال نیستید.

پس برگردید به گذشته ی کودکی و کنکاش کنید و فکر کنید .(علایق دوران کودکی و بعضا نوجوونی علایق اصلی ما هستند چرا که به محدودیت ها و شرایط وابسته نبودند و از واقعیت وجود ما سرچشمه گرفتن)

حالا دیدید که گذشته رو نباید کامل فراموش کرد .

به خود اون اشتباه یا شکستی که در گذشته داشتیم فکر نکنیم تجربه ای که اون شکست برامون داشته رو برداشت کنیم و هیچ وقت فراموش نکنیم  و پرونده اون اشتباه  یا شکست رو توی ذهنمون ببنیدیم و تماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام .

قدم اول برای راه اندازی

قدم اول برای راه اندازی

همیشه اولین قدم برای راه اندازی یا توسعه و کلا اولین قدم میتونه مسیر شما رو برای مدتها تعیین کنه و این قدم اول مهمترین قدم شما در جنبه های مختلف زندگی از جمله کسب و کار شما خواهد بود.

به نظر شما اولین قدم برای راه اندازی یا توسعه هر چیزی چیه؟

این سوال جوابهای زیادی قطعا داره مثلا :
اینکه اصلا هدفمون از راه اندازی یا توسعه چیه؟
 برای راه اندازی یا توسعه چقدر بودجه در نظر داریم ؟
برناممون برای معرفی این راه اندازی یا توسعه چیه ؟
چطوری میخواییم تبلیغات کنیم یا روشهای بازاریابیمون به چه شکلی باید باشه؟
اصلا رقیبی برای این کسب و کارمون داریم ؟کیا هستن این رقیبا و دارن به چه شکلی کار میکنن؟
و شاید دهها و بصورت جزیی تر صدها سوال که جواب هرکدوم میتونه اولین قدم باشه !
اولین قرم برای راه اندازی یا توسعه

اولین قدم در راه اندازی

بیزنس پلن اولین قدم برای راه اندازی یا توسعه

اولین قدم برای راه اندازی و جواب همه این سوالات در یک عنوان خلاصه میشه  و اون هم بیزنس پلن یا همون طرح و برنامه برای راه اندازی یا توسعه کسب و کار ماست.
من به شخصه مشاغل و کارهای زیادی رو انجام دادم و میشه گفت که تست کردم .
توی هرکدوم که از قبل بیزنس پلن و برنامه مکتوب داشتم موفق بودم و اونایی که براشون برنامه مکتوب نداشتم به شکست خوردند و تعطیل شدند .
حالا چی هست این بیزنس پلن ؟؟؟؟؟
تعریف من از بیزنس پلن فقط و فقط دو کلمست : نقشه گنج!!!
نقشه گنج اولین قدم برای راه اندازی و توسعه

اولین قدم در راه اندازی

اگه به شما گفته بشه که در یک منطقه جغرافیایی مثلا کویر لوت یک گنج بسیار بزرگی وجود داره ولی بهتون نقشه و مکان دقیق رو ندن به نظر میاد خیلی  بعید باشه که شما بتونین به اون گنج گرانبها دسترسی پیدا کنید .

با برنامه جلو بروید !

 

ما در طول زندگی روزمره از آدمهای مختلف ، از  شبکه های اجتماعی ( میتوانید از اینجا تاثیرات شبکه های اجتماعی را بخوانید ) و پیامرسان ها و مکانهای مختلف بهمون پیشنهاد راه اندازی کسب و کارهایی میشه که میتونه به ما درآمدهای خوبی برسونه و به عبارتی زندگی رو متحول کنه و به اصطلاح عامیانه تر بزنه بترکونه !!! (مثلا تولید فلان قطعه یا راه اندازی فلان شرکت و …) .
و خیلی از افراد هم با همون یه پیشنهاد شروع به راه اندازی و یا حتی مشغول به توسعه کسب و کارشون میشن و بعد از مدتی میبنیم که شکست خورده دوباره برمیگردن سر خونه اولشون با این فرق که کلی ضرر مالی و زمانی کردند .
اولین قدم در راه اندازی

اولین قدم در راه اندازی

موفقیت توی این پیشنهادات مثل همون گنج تو کویر لوته که اگه براش نقشه و برنامه نداشته باشیم قطعا بهش نخواهیم رسید  .
نکته قابل توجه و تامل اینجاست که نقشه باید کاملا مکتوب باشه تا شما رو به مقصد برسونه .
این مثال کاملا اهمیت داشتن طرح و برنامه مکتوب رو برامون روشن کرد. چرا که یه طرح و برنامه خوب به تمام سوالات ما و سوالات مختلف در رابطه با راه اندازی و توسعه جواب میده و ما رو با چشمانی کاملا باز وارد بازی میکنه .
توی یک بیزنس پلن خوب چه نکات و سر فصل هایی آورده میشه و در موردش توضیح داده میشه ؟(اولین قدم برای راه اندازی یا توسعه)
  • توصیف کسب و کار

  • توصیف و شناخت مخاطب

قدم اول برای راه اندازی

قدم اول برای راه اندازی

  • تحلیل بازار

  • اندازه کسب و کار

  • اهداف و چشم انداز ها

  • نیازهای اولیه

  • برنامه تبلیغات و بازاریابی

  • مکان راه اندازی و یا توسعه ما

  • بررسی و تخمین هزینه های راه اندازی یا توسعه (ثابت و جاری)

  • مهمترین چالش هایی که ممکنه سر راه قرار بگیرند

  • شناخت و تحلیل رقبا و نحوه فعالیتشون

  • استراتژی توسعه (چه برنامه ای برای توسعه داریم)

  • برنامه زمان بندی

  • تهیه نمونه محصول

هر کدام ازین تیترو سرفصل ها  بسیار مهم و تعیین کننده هستند در مسیر موفقیت یا شکست،که هرکدوم شرح و توضیحات جداگانه ای دارند که برای اینکه این نوشته طولانی نشه بزودی داخل مقاله دیگه ای بررسی خواهم کرد