رویا پردازی

رویا پردازی خیلی خوب و فوق العادست ، خیلی راحته در لحظه چشمات رو میبندی و میری به هر جایی که دوست داری ، با هر کسی که دوست داشته باشی .

رویا پردازی

در یک لحظه خودتو تو کره ماه میبینی که داری قدم میزنی به همراه اونی که دوست داری باهاش باشی اصلا با یه پیکان قدیمی که از پدرت یادگاری نگه داشتی و دیوانه وار داری روی کره ماه ویراژ میدی و کسی هم نیست که تو بلندگوی ماشینش داد بزنه هو یواشتر !!!

 

 

 

رویاپردازی

چشاتو میبندی باز میکنی خودتو برمیگردونی به قرون وسطی وسط جنگهای صلیبی ، سر از یه جنگ وحشیانه درمیاری بینشون قدم میزنی ولی اصلا نه کسی تو رو میبینه و نه ضربه های شمشیر و تیرهاشون بهت آسیبی میرسونه ولی دقیقا یهو یه فواره خون میپاشه تو صورتت که از بازوی سربازیه که دستش قطع شده !!!

 

 

رویاپردازی

 

 

یه پلک میزنی خودتو وسط کارتون فوتبالیستا میبینی که داری کنار سوباسا توی زمین روپایی میزنی ، که یهو کاکرو میاد و توپو ازت میگیره و شوت میکنه به سمت دروازه و اینقدر قدرت شوتش زیاده که میزنه تیز دروازه رو کج میکنه ولی توپش گل نمیشه و تو یه نفس راحت میکشی !!!

 

 

رویاپردازی

اینبار تصمیم میگیری با بستن چشمات بشی یکی از بهترین بازیگران سینما در سطح جهانی که توی مراسم اسکار شرکت کردی و توی جمعیت نشستی و شدی کاندیدای بهترین بازیگر زن یا مرد (حتی تو رویا میتونی جنسیتتو عوض کنی) دل تو دلت نیست و رابرت رنیرو اومده که اسم برنده رو اعلام کنه بعد از چند ثانیه با صدای بلند فریاد میزنه مستر یا میسیز ……….. برنده این بار دوره آکادمی اسکار شده و تو پا میشی و میری جایزت رو میگیری و پشت اون میکروفون معروف از تمام کسایی که بهت کمک کردن تشکر میکنی !!!

 

 

یهو به خودت میای میبینی ثروتمندترین مرد یا زن دنیایی با ویلاهای لوکس در موناکو ، بورلی هیلز و یه خونه چند صد میلیارد تومنی در بهترین منطقه تهران که معمولا فقط چند ماه ایرانی که اونم بخاط پدر مادرته و بخاطر همین چند ماه این خونه رو خریدی با یه پارکینگ از ماشینای خفن دنیا مثلا بوگاتی ویرون یا لامبورگینی گالاردو یه چندتای دیگه که همشون پلاک ملی ایران روشون نصب شده و هر کدوم رو ککه بخوای استارت میزنی و میزنی بیرون !!!

وَ وَ وَ

خوب بعدش چی ؟

 

میبینی رویا پردازی چقدر شیرینه و جذاب و از همه مهمتر چقدر راحت . نه زمان مهمه نه مکان مهمه و هیچ محدودیتی نداره و تو فقط با بستن چشمات میری به هر کجا که خواسته باشی …

ولی آیا بعد ازینکه چشمات رو باز کردی فراموششون میکنی تا دفعه بعد که با چشای بسته بری سراغشون ؟؟؟؟

یا برای یکبار هم که شده تصمیم میگیری با چشای باز هم ببینیشون ؟

آره ما نمیتونیم تو واقعیت به گذشته سفر کنیم یا بریم با پیکانمون روی کره ماه ویراژ بدیم . تازه اگه بتونیم قطعا اونجا یکی هست که از تو بلندگوش داد میزه هووووو چته یواشتر

راهش چیه به نظرتون ؟؟

هر کسی خوب میدونه که برای رسیدن به رویاهاش باید چیکار کنه خوب هم میدونه !!!

میدونی چرا خیلی از ماها توی همین رویا میمونیم و میمیریم ؟ چون رویا پردازی کار آسونیه و نیاز نداریم که براش تلاش کنیم . وقتی صحبت از تلاش میاد خیلیامون جا میزنیم وقتی صحبت از صبر میاد خیلیامون فرار میکنیم .

رویا پردازی کنیم، خیلی خوب و لذتبخش ولی لطفا برای رسیدن به این رویاها یا رسیدن به بخش هایی که واقعا میشه عملی بشه تلاش کنیم .

از کم شروع کنیم . خیلی از ما رویای یه سفر رو داریم که کاملا عملیه . خیلی از ما رویای داشتن یه خونه یا یک ماشین داریم ولی از همون اول بسم الله با یه ۵۰۰ متری تو بالاشهر شروع میکنیم و اینقدر از دسترسمون خارجه که همونجا از ذهنمون پاکش میکنیم . یا ماشین رو با یه بوگاتی که همون اول میگیم که خوب این که پلاک نمیشه اصلا پس بیخیال .آره بیخیال ولی فعلا …

باید از کم شروع کنیم از پس اندازهای کوچیک . از خونه کوچیک از ماشین کوچیک .

خیلی از ماها رویای سفر به اون ور دنیا رو داریم(مثلا برزیل) ولی بهتون قول میدم بالای ۹۰ درصد از این خیلی هامون حتی یکبار سرچ نکردیم که چه جوری میشه رفت اصلا ؟؟؟؟ چرا چون همون اول گفتیم برو بابا (به خودمون)  ما پول نداریم ! من ۲۰ روز باید کار و زندگی رو ول کنم؟؟؟ و هزاران سوال که چون سعی نمیکنی بهشون جواب بدی کلا منصرفت میکنن از رویایی که داشتی

و با خودت میگی همون چشم بسته بهتره و این حکایت خیلی از ما آدمهاست که فقط بلدیم چشم بسته رویاهامونو ببینیم .

 

باور کنید اگه قرار بود تمام کسایی که اسمشونو شنیدیم که زدن ترکوندن و یه جایی یه انقلابی کردن فقط میشستن و چشم بسته رویا پردازی میکردن الان هیچ کدوم ازین پیشرفتها و اتفاقات رخ نمیداد .

از ادیسون بگیر تا استیو جابز

از بتهوون بگیر تا نیم وی آچیچ

از ونگوک بگیر تا استاد فرشچیان خودمون

 

اینا همه رویا پردازی میکردن و در عالی ترین سطح خودش  ولی نه فقط با چشمان بسته . با چشمان باز رویا پردازی میکردن و اینقدر تلاش کردن که با چشمان باز رویاهاشونو دیدن و دارم تصور میکنم رویا پردازی با چشمان بسته وقتی اینقدر لذتبخشه  دیدن اون رویاها با چشمانی باز چقدر میتونه شگفت انگیز و هیجان آور باشه ….