تجربه رو فقط با شکست میشه بدست آورد ؟؟

تجربه

یکی از جمله هایی که من خودم در این ۲۰ ساله گذشته زیاد بکار بردم و فقط برای آروم کردن خودم بوده :

عیب نداره تجربه شد

این جمله شاید در نظر اول جمله ای خوب به نظر بیاد ولی پشتش کلی حرف و حاشیه هستش

میدونی این جمله رو کی بکار میبریم ؟ وقتی دیگه کار از کار گذشته  ما یک شکست رو توی زندگیمون تجربه کردیم و برای اینکه خودمون رو آروم کنیم میگیم عیب نداره تجربه شد .

توی این سالها من تجربیات مختلفی بدست آوردم چه توی کار و چه توی روابط اجتماعی و مسائل کوچیک و بزرگ زندگی

و توی تک تک این مسائل این جمله رو استفاده کردم .

ولی میشد که با اون مسئله جوری برخورد میکردم که تجربه رو بدست بیارم ولی نه با شکست بلکه با پیروزی .

تجربه

به نظرم یکی از اشتباهترین جمله که افتاده روی زبون همه خلق الله اینه که تجربه از شکست بدست میاد

نه دوست من ! ما میتونیم تجربه رو با پیروزی هم بدست بیاریم . چرا باید برای موفقیت مدام شکست بخوریم ؟ میتونیم برای موفقیت مدام موفق و موفق تر بشیم . خیلی از شکست هایی که برای آدما پیش میاد پیش بینی نکردن یه مسائل خیلی کوچیک و جزییه که اونم از سر هیجاناتیه که توی شرایط مختلف برای هر کسی پیش میاد . باور کنید میشه از خیلی از شکست ها و ناپیروزی ها براحتی جلوگیری کرد .

من نمیگم حرکت نکنیم میگم حساب شده حرکت کنیم بعد اگر به اون افکاری که توی ذهنمون نرسیدیم بگیم عیب نداره تجربه شد .

این نوشته رو هم از دست نده :

ما فقط یک رویا پردازی لعنتی هستیم

میشه کسی اولین بیزنسش با موفقیت سپری بشه بدون تجربه شکست خوردن . میشه کسی یکسال یا دو سال هم برای  به سود رسیدن بیزنسش خاک نخوره و میشه با انتخاب های درست آینده رو بدون شکست به سرانجام رسوند .

کردن توی مخمون که برای رسیدن به پیروزی باید شکست بخوری !! برای موفقیت در کسب و کار باید تجربه کسب کنی و تجربه هم با شکست بوجود میاد . و از این دست شعارها .

بله اینکه من شکست بخورم و پاشم و دوباره شکست بخورم و پاشم و دوباره و دوباره بالاخره به موفقیت خواهم رسید ولی چرا همون دفعه اول یا دوم به موفقیت نرسم ؟ چرا باید حتما ده بار شکست بخورم ؟

باور کنید این ده بار شکست ۷ بارش از سر بی فکریه خودم بوده و ۳ بارش شرایط و موقعیت هایی بوده که من نقش کمی داشتم (توجه کنید نقش کم نه بی تاثیری محض)

میشه با کمی فکر و تحقیق و کم هیجان بودن همون بیزنس اول رو با موفقیت تمام کنم . میشه همون ازدواج اول دقیقا همون چیزی باشه که میخوام . میشه اولین دوستی که انتخاب میکنم همون نفری باشه که بهم خیانت نکنه و تا آخر باهم رفاقت کنیم . و میشه تمام اولین ها بهترین ها باشند .

هیجان زده نباشیم

فقط لازمش اینه که هیجان زده نباشم (این کلمه رو بارها تکرار کردم و خواهم کرد چون مهمترین عامل توی شکست هاست) و با فکر و حساب کتاب برم جلو . میشه قدمها رو کوچیک کوچیک بردارم و میشه درست انتخاب کنم .

ولی این نکته رو هم بگم که اگه واقعا با تمام وجود به این نتیجه رسیدم که تصمیمی که دارم میگیرم درسته دیگه دست دست نکنم و دچار وسواسهای الکی نشم که اگه نشه چی ؟ اگه شکست بخورم چی ؟

اینا توهمات و تفکراتی هستند که قطعا برامون نتیجه خوشایندی رو رقم نمیزنند .

برای موفقیت باید ریسک کرد هیچ شکی توش نیست ولی ریسکی که درصد موفقیتش بیشتر باشه . نه اینکه تو میدونی ۷۰ به ۳۰ بازنده این داستانی ولی باز هم اصرار با انجامش داشته باشی .خوب اگه با کله خوردی زمین آدم و عالم رو مقصر ندون .

حتی ریسک ۵۰ ۵۰ هم خیلی وقتها تو رو با شکست مواجه میکنه ( چون کاملا به روحیات هر نفر بستگی داره و شرایطی که توش هست)

و وقتی که همه چی رو توی این بازی باختی میگی عیب نداره تجربه شد .

ما آدما ازونجایی که طول زندگیمون واقعا معلوم نیست شاید اونقدرا هم فرصت تجربه کردن با شکست خوردن رو نداشته باشیم پس لازمه که توی خیلی از مسائل با فکر بریم جلو نه احساسات و هیجان  با منطق بریم جلو نه وسواس های بیخودی .

توی زندگیمون هدف داشته باشیم  و تمام چهارچوب های زندگی رو بر اساس اونا بچینیم و بریم جلو که اگه این وسط مسطا هم عمرمون تموم شد حداقل بگیم تو مسیر بودیم و تموم شد ……

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *